تبليغاتX
حرفهای یه دلشکسته

خنک آن قمار بازی که بباخت آنچه بودش^^^^^^^^^^^^^^^ بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر

شب سياه ، همانسان كه مرگ هست
 قلب اميد در بدرومات من شكست
سر گشته و برهنه و بي خانمان ، چو باد
 آن شب ،‌رميد قلب من ، از سينه و فتاد
زار و عليل و كور
بر روي قطعه سنگ سپيدي كه آن طرف
 در بيكران دور
افتاده بود ،‌ساكت و خاموش ، روي كور
گوري كج و عبوس و تك افتاده و نزار
 در سايه ي سكوت رزي ، پير و سوگوار
 بي تاب و ناتوان و پريشان و بي قرار
 بر سر زدم ، گريستم ، از دست روزگار
 گفتم كه اي تو را به خدا ،‌سايبان پير
 با من بگو ، بگو ! كه خفته در اين گور مرگبار ؟
 كز درد تلخ مرگ وي ، اين قلب اشكبار
 خود را در اين شب تنها و تار كشت ؟
 پير خميده پشت ؟
جانم به لب رسيد ، بگو قبر كيست اين ؟
 يك قطره خون چكيد ، به دامانم از درخت
 چون جرعه اي شراب غم ، از ديدگان مست
 فرياد بر كشيد : كه اي مرد تيره بخت
 بر سنگ سخت گور نوشته است ، هر چه هست
 بر سنگ سخت گور
 از بيكران دور
 با جوهر سرشك
 دستي نوشته بود
 آرامگاه عشق

نوشته شده توسط عیسی انصاریان در دوشنبه 1386/07/09 ساعت 13:49 | لینک ثابت |

درباره وبلاگ
من عیسی انصاریان
دیپلم رشته الکترونیک
ساکن شهرستان شهریار واقع در تهران
متولد 21/3/1368
آی دی من pesarake_sheytoone_l00s
فهرست اصلی
پیوندها
پیوندهای روزانه
امکانات

کلیه ی حقوق این وبلاگ توسط عیسی انصاریان محفوظ است.طراحی شده توسط مسعود.

کد آهنگ در وب نوا